
صبحها میگذرند و من غافل از درس و کار خودم مث احمقها شدم و در پی معشوق خودماخرک من شده ام تک و تنها و دلم سیر و بیمار و گدالود خود است ای خدای سخن اور به محمد رسول قسمت می دهم ارام کنی این دل کور شاید اینبار به فریاد تو گردد اگاه تا گیرد محکم درس و دامان خودرا...
ادامه مطلب