برچسب:
نویسنده: مهسا احمدپور
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدپور
خیلی
از خشم و طعنه و نیش و کنایه شنیدن
تو باهاش حرف بزن
تو
میترسم
ا
م
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدپور
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدپور
جدیدا اگه بخوای دنبال حقت هم باشی محکوم میشی به جو سازی
خجالت چیز خوبیه خیلیییی هم خوبه
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدپور
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدپور
فقط دوییدم
اخرش گفتن
فصلی ده ساعت هر ساعت ده تومنT_T
ناراحت کننده است:-
خدایا دستمو بگیر
خسته شدم
یه خیری به سمتم روانه کنه
دلم تنگ
حالم خراب
قلبم گرفته
دستم تیر میکشه
کمک کن
یااله العالمین
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدپور
ذویای بیداری مرا ارام بیدار کرد
و
در چشمانم قاب تو را پر رنگ بخشید
هنوز دستان دعایت بر اسمان بلند است
صدای مهربانانه ی خدایا خدایا
درگوشم مانده است
و
التماس هلی سحرگاهت زنگ بیداری صبحمان شده است
مادر من.
برچسب: دستایت,
نویسنده: مهسا احمدپور
اصلا ادم نمیشم
پاشو ثیگه
یالا
یالا
بالا
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدپور
یا وزیر شدی
یا سفیر و کفیل شدی
کمتر دماغ و دهنت رو برای یه نشت بدبخت بیچاره که از سر بدبختی به تو پناه اورذن و سرشون رو در نگاه توجستن چپ و راست کن
خدایاااا بی مذهبی ها و بی ادعات هات رو شکر
که فارغ از تمام ادعا انسان هستن
ولی نمیدونم
چرااینقدر ادمها ظاهرشون فریبنده و بد هست و ...
نثر خاموش من هم بی هوا بی عنوان شد و من در پس ثانیه های تکراری امید درخوابی بس دور دست لبخند زنان بیدار ماندم
تا تو
تو
سلامم را پاسخ گویی و در را به رویم بکشایی
خستمممممم حوصله نوشتنم نیست
در هوای ۵۰درجه سردم است
برچسب: ندارد,
نویسنده: مهسا احمدپور
و
من غافل از درس و کار خودم
مث احمقها شدم و
در پی معشوق خودم اخرک من شده ام تک و تنها و دلم
سیر و بیمار و گدالود خود است
ای خدای سخن اور به محمد رسول
قسمت می دهم
ارام کنی این دل کور
شاید اینبار به فریاد تو گردد اگاه
تا گیرد محکم درس و دامان خودرا
برچسب: صبح بخیر,صبح بخير,صبحانه,صبح,صبحت بخیر عزیزم,صبحانه ایرانی,صبح است ساقیا,صبحانه ايراني,صبحكم الله بالخير,صبحي توفيق,
نویسنده: مهسا احمدپور